نیم نگاهی به افق
 
 
alizadeh mohammadali
 


ضمن گرامیداشت دهه مبارکه فجرانقلاب ، روزسه شنبه مورخه 93/11/23مراسم یادواره شهیدرضائی غیرتی باحضورپرمهرپدرومادرشهید درنهایت ادب واحترام وپاس داشت خون بهاء شهیدان برگزارگردید .بدین مناسبت پرسنل آموزشگاه بهمراه کلیه دانش آموزان  عهدوپیمان وفاداری به خون شهدا و رهروی آنان را متعهدگردیدند.
 

 |+| نوشته شده در  ساعت 23:27  توسط محمدعلي عليزاده  | 

یکی از اصلی‌ترین مهارت‌های ارتباط موثر هنر نه گفتن است که قبلاً در یکی از فایل‌های رادیو سخنرانی باعنوان هنر نه گفتن به آن پرداختیم و نحوه نه گفتن را بیان کردیم. همچنین به این موضوع اشاره کردیم که همه ما بارها بارها در موقعیت هایی قرار گرفته ایم که گفتن کلمه نه برایمان سخت بوده است.

برخلاف این که “نه” گفتن را ترجیح می دهیم “بله” می گوییم.

در این پاورپوینت زیبا و کاربردی قصد داریم ۱۲ موقعیت را نام ببریم که شما می‌توانید با تمرین کردن به آنها نه بگویید! (توجه کنید که اصول ساخت پاورپوینت سخنرانی، در این پاورپوینت رعایت نشده به این دلیل که این پاورپوینت خود آموز بوده و سخنرانی قرار نیست آن را به شما توضیح دهد!)

برای دانلود کافیست اینجا کلیک کنید 

متن پاورپوینت قدرت نه گفتن! همین امروز به این ۱۲ مورد نه بگویید!

یادتان هست چند بار به اشتباه پاسخ مثبت داده اید

همه ما بارها و بارها در موقعیت هایی قرار گرفته ایم که گفتن کلمه “نه” برایمان سخت بوده است.

برخلاف این که “نه” گفتن را ترجیح می دهیم “بله” می گوییم.

این موارد شامل درخواست هایی از شما برای انجام کاری می شود که علاوه بر این که وقت شما را می گیرد، سبب نادیده گرفتن برنامه از قبل تعیین شده شما شده و هم چنین موجب برقراری ارتباط با افرادی می شود که مایل به رفت و آمد با آن ها نیستید و در این هنگام شما تسلیم شده و موافقت می‌کنید.

به کاربردن “نه” در زمان و مکان مناسب

انجام این کار در زندگیتان نه تنها سبب صرفه جویی در وقت شما می شود بلکه می تواند زندگی شما را از بروز مشکلاتی نجات دهد.

اگر به جا نه بگویید، بیشتر خودتان را دوست خواهید داشت.

“نه” کلمه ای ناراحت کننده اما شجاعانه برای گفتن است.

نه تنها گفتن منطقی کلمه “نه” گاهی اوقات نهایت صداقت و صراحت و شجاعت ما را می‌رساند در نتیجه دیگران احترام بیشتری را برای ما قائل خواهند شد.

چند بار نه گفتن باعث ایجاد ناراحتی، مشاجره، نگرانی و حس ناامیدی در شما شده است؟

اما شما این حق را دارید بگویید نه!

  • به هر کاری که مایل به انجامش نیستید.
  • هر چیزی که باعث آزار شما می شود.
  • به افرادی که قصد سوء استفاده از شما را دارند.
  • به عقایدی که در واقعیت درست نیستند.

۱-به فشارهای اجتماعی نه بگویید!

همه ما بارها در موقعیت هایی قرارگرفته ایم که گفتن کلمه “نه” علی رغم میل باطنی برایمان سخت و دشوار بوده است چون بیش از رضایت خودمان دلواپس توجه و رضایت دیگران هستیم !

از کودکی همواره آموخته ایم که باید برای رضایت دیگران بیشتر از خواسته های خود ارزش قائل باشیم.

جامعه ما از افراد می‌خواهد که با ادب باشند. افراد برای با ادب بودن ناچار هستند نظرات خود را پوشانده و زیر فشار اجتماعی مناسب خواست دیگران عمل کنند.

نادیده گرفتن خود سبب ترغیب دیگران واطرافیان نسبت به ابراز درخواستهای غیر منطقی شان خواهد شد و در این جاست که نباید اجازه قربانی شدن در برابر خواسته های نا بجای دیگران را به خود بدهیم.

نقش خانواده و سپس مدارس و به طور کلی مکان‌های آموزشی در این ارتباط دارای اهمیت است. از این رو یادگیری هنر «نه گفتن» فرصتی است برای این که شما رشد کنید و آگاه باشید چون بدون این که یاد بگیرید به دیگران و شرایطی که در آن قرار دارید، نه بگویید؛ هرگز نمی توانید به خودتان و خواسته هایتان بله بگویید.

در این جا سه کلید را به شما معرفی می کنم که به راحتی به این فشارها نه بگویید:

۱-بپذیرید:  قبول کنید که با پذیرفتن همه درخواست هایی که از شما می شود شما تحت فشار قرار می گیرید.

۲-تعیین مرز:  برای خودتان حدودی در نظر بگیرید و به فراتر از آن نه بگویید.

۳- خاتمه دهید:  بعد از مدتی تمامش کنید و دیگر انجام ندهید.

۲-به صحبت های منفی نه بگویید!

گاهی اوقات ما درگیر تفسیرهای منفی و متفاوتی از زندگی خودمان می شویم، بسیار شبیه گویندگان خبری که فقط اخبارهای بد را در طول روز اطلاع رسانی می کنند.

سعی کنید از به کار بردن جملات و افعال منفی پرهیز کنید.

مثال هایی از این گونه صحبت‌ها:

چگونه  می تواند او این کار را برای من انجام دهد؟چرا مانند آدم های نادان نگاه می کنید؟آیا من زشت به نظر می رسم؟

چگونه می توانم در شغلم باقی بمانم؟ آیا من قادر به پرداخت این صورتحساب هستم؟

و……

اغلب ما با بیان اینگونه جملات به دیگران ضربه می زنیم در حالی که قصد این کار را نداریم و به علاوه دیگران را دوست داریم. پس به عنوان یک برنامه روزانه تمرین کنید زمانی که این موضوع در حال اتفاق است انجام ندهید و نه بگویید!

۳- به افرادی که می دانید برای شما مفید نیستند نه بگویید!

شما استعداد ها و خلاقیت درونیتان را با بله گفتن به دیگران کشف نخواهید کرد.

به افرادی که سعی می کنند شما را کنترل کنند که مطابق میل آن ها رفتار کنید و جلوی پیشرفت شما را می گیرند و برای پیش بردن اهدافشان به شما دروغ می گویند.

این موقعیت کاملا پنجاه پنجاه است:

یا شما توسط افرادی در اطرافتان حمایت می شوید و یا توسط کسانی به منجلابی فرو می‌روید که نمی توانید از آن بیرون بیایید.

۴- به حسادت تان نه بگویید!

حسادت غیرقابل اجتناب است و ذاتی نیست.

حسادت عبارت است از یک احساس منفی که با دیدن امتیازی که ما نداریم یا آرزو داریم که فقط خودمان آن را داشته باشیم، به ما دست دهد.

از این خصوصیت دور شوید و از آن به عنوان راهنمایی در جهت پیشرفت خودتان بهره ببرید.این فقط درباره دیگران نیست.

شاید من احساس کنم کسی مرا دوست ندارد مگر اینکه میلیاردها پول داشته باشم.

یا به من مانند یک ستاره سینما نگاه کنید.

یا ۲۰ تا از کتاب های پرفروش را من نوشته باشم.

ریشه های حسادت هر چیزی می تواند باشد. تفاوت های خودتان را بپذیرید و از خودتان و توانایی هایتان آگاه باشید و احساس ضعف نکنید. پس همین امروز اقدام کنید و نه بگویید!

۵- به ایجاد محدودیت نه بگویید!

معنا و مفهوم زندگی شما همان چیزی است که خودتان هر روز با اعمال و افکارتان می‌سازید. شما قبل از طلوع آفتاب بیدار شده و تا دیر وقت کار می کنید، بعد از مدتی احساس افسردگی پیدا می کنید و دچار کم خوابی و مشکلات دیگری می شوید که برای درمان آن ممکن است دارو مصرف کنید.

برای همیشه از در بند بودن و محدود شدن دور بمانید زیرا همه رئیس ها قادرند به راحتی بگویند “شما اخراجید” و این پایان کار است.

زندگی افرادی که اینگونه نیستند را مطالعه کنید. آن ها چه کاری انجام می دهند؟

زندگی از انتخاب‌های شما تشکیل می‌شود. بر روی ایده هایتان تمرکز کنید و هر روز آن ها را یادداشت کنید. مهم نیست ایده هایتان درباره چیست؟ خوب است یا نه، بلکه مهم این است که ذهنتان را بدنسازی کنید و این درمان فیزیکی باعث می شود عضلات مغزی شما ضعیف نشوند چون همانطور که بدن ما نیاز به بدنسازی دارد ذهنمان هم به همین گونه است.

۶- به حملات ناگهانی و افکار بدتان نه بگویید!

من هر روز ساعت ۳ صبح  سراسیمه با افکار بدی از خواب بیدار می شوم و استرس زیادی دارم.

برگردیم به عقب! هیچ کدام از پیش بینی های من در ساعت ۳ صبح هرگز به واقعیت تبدیل نشد. همیشه این طور بوده است!!!

برای رویارویی با این مشکل من همیشه به خودم می گویم که الان خسته ام و به خواب نیاز دارم و یادآور می شم که هیچ کدام از افکارم به واقعیت تبدیل نشده، درنتیجه شما هر کدام از شما می توانید این را تمرین کنید.

به افکاربدتان نه بگویید زیرا به ندرت منجر به واقعیت خواهند شد.

۷- به افراد بد زبان نه بگویید!

همیشه از خودتان بپرسید:

چه احساسی درمورد خودم دارم وقتی در کنار چنین فردی هستم؟

آیا من حس خوبی درمورد خودم دارم؟

در صورتی که پاسخ شما نه هست پس:

شما باید از این اشخاص دور شوید. مهم این است که خودتان را درگیرشان نکنید. درصورتی که شما در دسترس چنین افرادی باشید آن ها شما را مریض خواهند کرد پس اقدام به ایجاد روابط جدید با این اشخاص سبب بیمار کردن بقیه خواهد شد در نتیجه نگذارید افکارشان و خصوصیات شان گسترش پیدا کند چون قطعا به ضرر جامعه است.

۸- به بدشانسی نه بگویید!

همه ما علاقه خاصی به “شانس” داریم.

گاهی اوقات ما به دنبال شانس هستیم و گاهی شانس به دنبال ما.

گاهی اوقات ما در زمان کوتاهی آن را داریم و گاهی در زمانی که منتظرش هستیم ما را در ترس و تنهایی رها می کند.

شانس چیزی است که یک بار آن را به دست می آورید.

بگویید نه به افرادی که  ضعف ها و اشتباهاتشان را به پای بدشانسی می گذارند و این را عامل عدم موفقیت شان می دانند.

به افرادی که سعی در به پایین کشیدن شما دارند نه بگویید زیرا آن ها بهانه می آورند که بدشانس هستند و نمی توانند موفق شوند.

۹- به انرژی های منفی نه بگویید!

شاید در طول روز با افرادی معاشرت داشته باشید که سرشار از غم و اندوه بوده و به اصطلاح تمام وجودشان را انرژی منفی فرا گرفته است. می دانیم که فکرها، احساس ها و کلام ما دارای انرژی هستند.

افراد حامل  انرژی منفی تنها هستند و اغلب سعی می کنند ما را تحریک کنند و واکنش ما را در برابر محرک ها ببینند. آن ها نمی خواهند تنها بمانند و قصد دارند ما را در حلقه از انرژی منفی به دام بیندازند، زیرا انرژی هرگز از بین نمی رود بلکه فقط تبدیل می شود و به شکلی دیگر در محیط پیرامون ما باقی می ماند.

مهم این است که به آن توجه کنید و زمانی که انرژی های منفی وارد ذهن و فکر شما شد آن را خارج کرده و نه بگویید!

۱۰- به اشتباهاتتان نه بگویید!

زندگی خودتان را یک ایستگاه قطار ببینید که شما روی سکو آن ایستاده اید، در حالی که یک قطار درنزدیک شماست و به سمت تان می آید، دلتان می خواهد که این قطار مورد نظر شما باشد. اما قطار در این ایستگاه توقف نکرد و به راهش ادامه داد، درهمین حال شما حس کردید قطار قصد توقف در این جا را ندارد و با پرش روی ریل های قطار اطرافیان تان را به وحشت می اندازید.

در همین حین قطاری که مناسب مقصد شماست در پشت این قطار قرار گرفته است و فقط شما قادر نیستید آن را ببینید زیرا با انجام کارهای غیر ضروری سبب شلوغی ایستگاه قطار شده اید.

به اشتباهات و خراب کاری هایتان نه بگویید و شرایط زندگی را بپذیرید و از روی ریل خارج شوید و اجازه دهید قطار به کارش ادامه دهد و اعتماد کنید که قطار شما در حال آمدن است.

۱۱- به مرگ بی موقع نه بگویید!

اغلب ما دستورالعمل هایی برای رسیدن به موفقیت و پیروزی با پیدا کردن اهدافمان داریم.

از جمله تهیه لیست کارها و انجام دادنشان  در زمان مناسب است.

گاهی اوقت مهم نیست که کارهای بیشتری انجام دهید حتی اگر فکر می کنید افراد و چیزهایی است که زندگی شما را بهبود می بخشد بلکه گاهی اوقات انجام کار کمتر حائز اهمیت است.

شاید کمی دور از توقع به نظر برسد اما یک ترفند ساده برای داشتن زندگی طولانی انجام ندادن کارهایی است که باعث مرگ شما خواهد شد.

۱۲- به رفتارهایی که بدون فکر کردن انجام می دهید نه  بگویید !

بسیاری از مردم می گویند:”هر لحظه را به گونه ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و چه کسی می داند؟ شاید آخرین لحظه باشد”

اغلب مردم تفکر نادرستی از این جمله دارند که هر کاری می خواهید انجام دهید و به عاقبت کارتان فکر نکنید چون شاید هرگز فردا را نبینیم.

تلاش نکن که زندگی را بفهمی، زندگی را زندگی کن! به کسانی که دوستشان دارید و آن ها دوستتان دارند فکر کنید و این حال شما را خوب می کند.

” لذت ببرید از زندگی اگر آخرین روز زندگی تان است”

حتی اگرچه در اطرافتان افرادی هستند که با داشتن ناخوشی های کوچکی تصور می کنند که دچار مشکل بزرگی شده اند، در فکر مرگ فرو می روند، بدانید در واقعیت این ترفند ذهن ماست که سرگرم چنین افکار بی دلیلی می شود پس همین حالا به این افکار نه بگویید و عاشق زندگی تان باشید و از لحظه لحظه آن در جهت رسیدن به اهداف تان استفاده کنید.

با مهارت نه گفتن مطمئن باشید که اتفاقات خوبی برایتان پیش می آید

شما یاد می گیرید که برای خودتان و کارهایتان ارزش قائل شوید و دیگران هم به شما احترام خواهند گذاشت. با نه گفتن خودتان را از آُسیب زدن به روح و جسم تان محافظت می کنید.

قدرت نه گفتن به ما کمک می کند که به محیط اطرافمان و شرایط و آدم ها وابسته نباشیم.

هنوز هم افراد و جوامعی وجود دارد که سعی دارند به قصد کنترل و حفاظت، حصاری در اطرافمان ایجاد کنند و توانایی های ما را کاهش دهند.

همیشه به یاد داشته باشید که نه گفتن یک هنر است و قدرت نه گفتن یک توانایی!

 |+| نوشته شده در  ساعت 2:5  توسط محمدعلي عليزاده  | 

پایه ها و پویه های یک سخنرانی خوب :

هنر ترغیب مخاطبان (1) پایه ها و پویه های یک سخنرانی خوب هنر ترغیب مخاطبان (1)

در مرحله اقناع ، سخنران اندیشه ساز ، باور آفرین ، هدفمند ، تجربه اندوخته ، هوشمند و ماهر ، کارآگاهانه می کوشد تا علاوه بر تفسیروگزارش اصولی دقائق و لطائف و ظرائف پیام و پی آمدسخنرانی ؛ و آگاهی بخشی و اطلاع رسانی مستقیم ، شفاف و منطقی نسبت به جزئیات یک "حقیقت عقلی " ، یک " حقیقت ایمانی " ، یک " حقیقت علمی " ، یک " حقیقت اجتماعی " و یا هر حقیقت دیگر که برای موضوع بحث و سخنرانی خود انتخاب کرده ؛ با ظرافتی خاص ، ارزش ها،ظرفیت ها و کارائی های سازمان عقل و هوش مخاطبان ( همچون :مدیریت ،منطق گرائی ، تدبیر ، ذوق ، نوآوری ، تجربه ، دانش ، کارآفرینی و ... ) و توانائی های قلبی و روحی ( همچون : ایمان ، عزت نفس ،علوّ طبع ، وقار ، متانت ، محبت ، عشق ورزی ، عاطفه ، صبر ، سعه صدر ، ایثار ، بلند همتی ، سخاوت،شجاعت ، فروتنی و ... ) آنان را نیز با بیانی رسا و شیوا ؛ وخطابی پرجذبه ، مستقیم و غیر مستقیم ،برای باور انگیزی و شوق آفرینی در مخاطبان و سرعت بخشی به روند رویکرد عمیق آنان به آن حقیقت و نتیجه که پیام سخنرانی است ، تبیین کند . سخنران توانا ، پس از عبور موفق از مرحله حساس باور انگیزی و اقناع ، یعنی مرحله پرتنش و دشواری که هم زمان ، قلب مخاطبان را تسخیر و معتقد کرده و عقل آنان را تسلیم و متقاعد ؛ به گذرگاه خطیر ترغیب می رسد . هنر ترغیب ، یعنی : توان تمام کردن آنچه نا تمام مانده است . ترغیب ، یعنی : هنر آفرینش شوق پایدار و طبیعی در مخاطبان برای عمل به باورهای القاء شده و رهنمودهای تبیین شده ای که نسبت به آن ها قانع و متقاعد شده اند . ترغیب ، یعنی : توان به وجد و نشاط آوردن مخاطبان برای حرکت در مسیری که سخنران ، ترسیم و تعریف کرده است . ترغیب ، یعنی : توان تغییر قوّه به فعل و تبدیل ذهنیت مخاطبان به عینیّت . ترغیب ، از سوئی ، یعنی : هنرمندانه ، مانع توقف مخاطبان در دنیای ذهن شدن برای همیشه یا دراز مدت؛ و کمک به آن ها برای خروج آگاهانه و مشتاقانه ؛ و از سوی دیگر ، یعنی : توان شتاب دادن به سیر مخاطبان در مسیر منتهی به هدف سخنرانی ، ضمن همراهی سخنران با آن ها . همراه با امید داشتن و امید دادن . ترغیب ، یعنی : توان ابلاغ درست و کامل رسالت سنگین هدایتگری ؛ و درهمین مرحله ترغیب است که سخنران ، با دشوارترین لحظه ها و پیچیده ترین موقعیت ها و شرائط حرفه خود در هر سخنرانی روبروست چرا که ضمن هشیاری و مراقبت توأم با مهارت برای بی اثر نشدن تلاش های موفق در مرحله اقناع ، هنرمندانه نیز باید بکوشد تا به نهائی ترین وظیفه خود و مهم ترین اصل یک سخنرانی خوب و اثرگذار ، عمل کند . جز این باشد ، توانمندی و حرفه ای بودن سخنران ، برای مخاطبان حرفه ای و آگاه ؛ و ناظران صاحب نظر ، محل تأمل خواهد بود . در پست بعد ، اشاره خواهد شد که سخنران ، با برخورداری از چه ویژگی ها و به کمک کدام ابزار ، توان ترغیب مخاطبان را خواهد داشت .

نوشته شده در شنبه 21 خرداد1390ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط سید محمد فقیه سبزواری

 |+| نوشته شده در  ساعت 10:21  توسط محمدعلي عليزاده  | 
  بالا