|
نیم نگاهی به افق
|
||
|
alizadeh mohammadali |
پایه ها و پویه های یک سخنرانی خوب :
هنر ترغیب مخاطبان (1) پایه ها و پویه های یک سخنرانی خوب هنر ترغیب مخاطبان (1)
در مرحله اقناع ، سخنران اندیشه ساز ، باور آفرین ، هدفمند ، تجربه اندوخته ، هوشمند و ماهر ، کارآگاهانه می کوشد تا علاوه بر تفسیروگزارش اصولی دقائق و لطائف و ظرائف پیام و پی آمدسخنرانی ؛ و آگاهی بخشی و اطلاع رسانی مستقیم ، شفاف و منطقی نسبت به جزئیات یک "حقیقت عقلی " ، یک " حقیقت ایمانی " ، یک " حقیقت علمی " ، یک " حقیقت اجتماعی " و یا هر حقیقت دیگر که برای موضوع بحث و سخنرانی خود انتخاب کرده ؛ با ظرافتی خاص ، ارزش ها،ظرفیت ها و کارائی های سازمان عقل و هوش مخاطبان ( همچون :مدیریت ،منطق گرائی ، تدبیر ، ذوق ، نوآوری ، تجربه ، دانش ، کارآفرینی و ... ) و توانائی های قلبی و روحی ( همچون : ایمان ، عزت نفس ،علوّ طبع ، وقار ، متانت ، محبت ، عشق ورزی ، عاطفه ، صبر ، سعه صدر ، ایثار ، بلند همتی ، سخاوت،شجاعت ، فروتنی و ... ) آنان را نیز با بیانی رسا و شیوا ؛ وخطابی پرجذبه ، مستقیم و غیر مستقیم ،برای باور انگیزی و شوق آفرینی در مخاطبان و سرعت بخشی به روند رویکرد عمیق آنان به آن حقیقت و نتیجه که پیام سخنرانی است ، تبیین کند . سخنران توانا ، پس از عبور موفق از مرحله حساس باور انگیزی و اقناع ، یعنی مرحله پرتنش و دشواری که هم زمان ، قلب مخاطبان را تسخیر و معتقد کرده و عقل آنان را تسلیم و متقاعد ؛ به گذرگاه خطیر ترغیب می رسد . هنر ترغیب ، یعنی : توان تمام کردن آنچه نا تمام مانده است . ترغیب ، یعنی : هنر آفرینش شوق پایدار و طبیعی در مخاطبان برای عمل به باورهای القاء شده و رهنمودهای تبیین شده ای که نسبت به آن ها قانع و متقاعد شده اند . ترغیب ، یعنی : توان به وجد و نشاط آوردن مخاطبان برای حرکت در مسیری که سخنران ، ترسیم و تعریف کرده است . ترغیب ، یعنی : توان تغییر قوّه به فعل و تبدیل ذهنیت مخاطبان به عینیّت . ترغیب ، از سوئی ، یعنی : هنرمندانه ، مانع توقف مخاطبان در دنیای ذهن شدن برای همیشه یا دراز مدت؛ و کمک به آن ها برای خروج آگاهانه و مشتاقانه ؛ و از سوی دیگر ، یعنی : توان شتاب دادن به سیر مخاطبان در مسیر منتهی به هدف سخنرانی ، ضمن همراهی سخنران با آن ها . همراه با امید داشتن و امید دادن . ترغیب ، یعنی : توان ابلاغ درست و کامل رسالت سنگین هدایتگری ؛ و درهمین مرحله ترغیب است که سخنران ، با دشوارترین لحظه ها و پیچیده ترین موقعیت ها و شرائط حرفه خود در هر سخنرانی روبروست چرا که ضمن هشیاری و مراقبت توأم با مهارت برای بی اثر نشدن تلاش های موفق در مرحله اقناع ، هنرمندانه نیز باید بکوشد تا به نهائی ترین وظیفه خود و مهم ترین اصل یک سخنرانی خوب و اثرگذار ، عمل کند . جز این باشد ، توانمندی و حرفه ای بودن سخنران ، برای مخاطبان حرفه ای و آگاه ؛ و ناظران صاحب نظر ، محل تأمل خواهد بود . در پست بعد ، اشاره خواهد شد که سخنران ، با برخورداری از چه ویژگی ها و به کمک کدام ابزار ، توان ترغیب مخاطبان را خواهد داشت .
نوشته شده در شنبه 21 خرداد1390ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط سید محمد فقیه سبزواری
|
|